بایگانی برچسب‌ها: محمدرضا شجریان

سردیس محمدرضا شجریان رونمایی شد

رسانه نوا – سردیس محمدرضا شجریان اثر مهندس امیر باقری هنرمند مجسمه‌ساز و نقاش در همایش سالانه انجمن‌های دوست‌داران حافظ سراسر کشور در جوار آرامگاه ابوالحسن خراقانی رونمایی شد.

به گزارش رسانه نوا، همایش سالانه انجمن‌های دوست‌داران حافظ سراسر کشور با حضور تعدادی از شخصیت‌های فرهنگی و هنری از جمله؛ استاد منصور پایمرد رئیس هیئت مدیره انجمن‌ دوست‌داران حافظ دفتر شیراز، دکتر مجید پازوکی مدیر دفتر انجمن ملی دوستداران حافظ دفتر شاهرود و دبیر همایش سالانه انجمن‌های دوست‌داران حافظ در شاهرود، دکتر بهادر باقری دانشیار زبان و ادبیات پارسی دانشگاه خوارزمی و مدیر اجرایی انجمن دوستداران حافظ دفتر تهران، اسرافیل شیرچی هنرمند خوشنویس، کیوان ساکت نوازنده تار و سه‌تار، حسین پرنیا نوازنده سنتور، سهیل محمودی شاعر، مهدی بهزادپور استاد آواز و خواننده، فاضل جمشیدی خواننده، سید علاءالدین یاسینی نوازنده دف و خواننده موسیقی آیینی و عرفانی کُردستان، سعدالله نصیری نوازنده دیوان و خواننده کُرد، مسئولان دفاتر انجمن‌های دوست‌داران حافظ در شهرهای مختلف کشور و دیگر شخصیت‌های فرهنگی، با اجرای مهندس کورش فتاحی از اعضای هیئت مدیره دفتر انجمن ملی دوستداران حافظ دفتر شاهرود و دبیر اجرایی دومین دوره جشنواره «آوای ایرانی»، صبح دیروز پنجشنبه ۳ آذر ماه جاری در جوار آرامگاه ابوالحسن خراقانی در خراقان برگزار شد.

در این مراسم، با حضور اسرافیل شیرچی، کیوان ساکت، سهیل محمودی و دیگر هنرمندان کشور؛ سردیس استاد محمدرضا شجریان خواننده سرشناس موسیقی سنتی ایران؛ اثر مهندس امیر باقری هنرمند مجسمه‌ساز و نقاش و استاد دانشگاه رونمایی شد و به نمایندگی از خانواده استاد شجریان به دکتر مجید پازوکی مدیر دفتر انجمن ملی دوستداران حافظ دفتر شاهرود و دبیر همایش سالانه انجمن‌های دوست‌داران حافظ در شاهرود تحویل داده شد که در آینده نزدیک به همایون شجریان فرزند استاد محمدرضا شجریان اهدا خواهد شد.  

در این مراسم، کیوان ساکت با ساز سه‌تار، در جوار آرامگاه ابوالحسن خراقانی و سردیس استاد محمد رضا شجریان به هنرنمایی پرداخت و فاضل جمشیدی خواننده نیز با صدای خود آهنگ «مرغ سحر» را به همراه مردم خواند.

انجمن دوستداران حافظ سال ۱۳۸۲ همزمان با یادروز حافظ رسماً فعالیت خود را در شیراز آغاز کرد و در حال حاضر، علاوه بر شیراز در شهرهای تهران، قم، مشهد، بوشهر، آمل، شاهرود، اصفهان، اراک، بابل، گرگان، دلیجان، سنندج، قائم‌شهر، کرمان و یزد شعبه دارد و حیطه فعالیت این انجمن، حوزه‌های فرهنگی، پژوهشی و هنری است.

سردیس محمدرضا شجریان

 

نوشته سردیس محمدرضا شجریان رونمایی شد اولین بار در رسانه نوا. پدیدار شد.

قهرمان آسیا مدال‌هایش را به محمدرضا شجریان تقدیم کرد

رسانه نوا – بانوی المپیکی قایقرانی ایران بعد از درخشش در رقابت‌های قهرمانی آسیا هرچهار مدال خود در این تورنمنت که به میزبانی شانگهای چین برگزار شد را به خسرو آواز ایران اهدا کرد.

به گزارش رسانه نوا، آرزو حکیمی که در المپیک لندن حاضر بود در رقابت‌های قهرمانی آسیا به یک مدال طلا، یک نقره و دو برنز رسید و به خوبی درخشید. او در پایان این مسابقات و پس از بازگشت به کشور تمام مدال‌هایش را به استاد محمدرضا شجریان، خسرو آواز ایران تقدیم کرد.

حکیمی درباره این موضوع گفت: همه ایرانی‌ها موسیقی سنتی را با نام استاد شجریان می‌شناسند. صدای دلنشین ایشان روزها و شب‌های بسیاری از ما را پر کرده و من نیز به شخصه قبل و بعد از هر مسابقه‌ام با صدای آقای شجریان به آرامش می‌رسم. در جریان رقابت‌های قهرمانی آسیا در چین نیز که به هر حال فشار زیادی روی من بود با صدای بی‌نظیر استاد به آرامش رسیدم و توانستم نتایج خوبی بگیرم.

او افزود: خبر بیماری استاد شجریان همه ما را آزرده خاطر کرد و قطعا همه نگران سلامت ایشان بودیم و هستیم. امیدوارم که عمر با برکتشان ادامه دار شود و ما سال‌های سال صدای خسرو آواز ایران را بشنویم. من قبل از مسابقات این تصمیم را گرفتم که تمام مدال‌هایم در قهرمانی آسیا را به استاد شجریان تقدیم کنم تا با این پیام به ایشان بگویم حتی نسل جوانان ایران هم ارادت زیادی به ایشان دارند و خودشان را در کنارشان می‌بینند. آرزوی سلامت کامل برای استاد دارم و امیدوارم که این پیشکش کوچک را از من قبول کنند.

آرزو حکیمی در مسابقات آبهای آرام قهرمانی آسیا ۲۰۱۷ موفق به کسب ۱ مدال طلا، ۱ مدال نقره و ۲ مدال برنز شد.

نوشته قهرمان آسیا مدال‌هایش را به محمدرضا شجریان تقدیم کرد اولین بار در رسانه نوا. پدیدار شد.

همایون شجریان بزرگداشت محمدرضا شجریان را در لندن و منچستر برگزار می‌کند

رسانه نوا – «همایون شجریان» برای بزرگداشت پدر خود «محمدرضا شجریان» برای نخستین بار کنسرت «هوای گریه» را در دو شهر لندن و منچستر روی صحنه می‌برد.

به گزارش رسانه نوا، همایون شجریان برای نخستین بار کنسرت «هوای گریه» را در دو شهر لندن و منچستر برای بزرگداشت محمدرضا شجریان روی صحنه می‌برد. اجرای نخست این هنرمند ۱۰ اکتبر (هجدهم مهرماه) در سالن پلازای شهر منچستر و اجرای دوم او ۱۲ اکتبر (بیستم مهرماه) در شهر لندن است.

همایون شجریان در این دو کنسرت‌، قطعاتی از آلبوم‌های «نسیم وصل» و «با ستاره‌ها» با آهنگسازی «محمدجواد ضرابیان» را اجرا می‌کند. ازجمله قطعات دیگر این برنامه می‌توان به تو کیستی، خانه سودا، هوای گریه، افسونگر، غریبانه، عشق از کجا، با ستاره‌ها، دفتر دل و نسیم وصل اشاره کرد.

در این برنامه‌ها سینا جهان‌آبادی (کمانچه)، میلاد محمدی (تار)،‌ مستان اشتیاقی (دبل باس)، لعیا اعتمادی (ویولون آلتو)،‌ پریسا پیرزاده (ویولون)،‌ حسین رضایی‌نیا (دف)،‌ علی جعفری پویان (ویولون)، نگار نوراد (چلو)، آیین مشکاتیان (تنبک)،‌ پاشا هنجنی (نی)،‌ پریچهر خواجه (قانون) او را همراهی می‌کنند.

«همایون شجریان» پیش‌تر از این، تور کنسرت‌های «هوای گریه» را با استقبال گسترده مخاطبین در تهران و برخی شهرستان‌ها و همچنین استرالیا به اجرا درآورده بود.

نوشته همایون شجریان بزرگداشت محمدرضا شجریان را در لندن و منچستر برگزار می‌کند اولین بار در رسانه نوا. پدیدار شد.

واکاوی جنجالی که با انتقاد از شجریان به پا شد

رسانه نوا – اکبر گلپایگانی، چند روز پیش در گفتگویی از همکارانش گلایه کرده که آنها در برابر بی‌کاری ٣٨ ساله و خانه‌نشین‌شدنش سکوت اختیار کرده‌اند.

 

گلپایگانی ادامه داده: همکارانش درحالی‌که با توجه به نفوذی که در صداوسیما و مدیران کلان فرهنگی داشته‌اند، می‌توانسته‌اند با دادن مشاوره‌هایی از حق و حقوق ازدست‌رفته اینان که خانه‌نشین شده‌اند، دفاع کنند و حتی بستر بازگشت دوباره‌شان را برای کارکردن در محافل موسیقی فراهم کنند.

به گزارش رسانه نوا، روزنامه شرق نوشت: گلپا به استاد شجریان، مرحوم لطفی و گروه چاوش که در آن سال‌ها با قدرت کار می‌کرده‌اند، اعتراض می‌کند و بعد از ٣٨ سال دوباره از مسائلی حرف می‌زند که قبل از این هم، نه با این میزان تأکید، درباره‌اش گفته بود. 

به‌همین‌دلیل با چند نفر از منتقدان موسیقی و اهل موسیقی درباره این گفته‌ها و شرایط آن روزگار گفت‌وگو کرده‌ایم که در این گزارش بر آن هستیم تا حد ممکن دلایل حقیقی این مسائل را مطرح کنیم که در ادامه می‌خوانید:

رضا مهدوی: مقصر هنرمندانند
رضا مهدوی، منتقد موسیقی، معتقد است که در دهه ۶٠ دولت این قابلیت را داشته که با توجه به مشاوره‌هایی که از هنرمندان بزرگ و نامی مانند شجریان و لطفی می‌گرفته است، تحت‌تأثیر و نفوذ سخن آنان راه را برای ورود برخی دیگر مانند گلپا و ایرج و امثالهم که نتوانستند بعد از انقلاب همچنان کار کنند، باز کنند. او خود در سال ۶۵ از گلپا دعوت کرده که در یک برنامه رادیویی آواز بخواند، اما همین مسئله در همان صداوسیما و از سوی خود هنرمندان با اعتراض همراه شده و این خود دلیلی شده که دیگر از گلپا دعوت نشود، بنابراین به اعتقاد مهدوی، این هنرمندان هستند که همیشه دلیل بازدارندگی هم بوده‌اند و حاکمیت و مدیران دولتی همیشه این آمادگی را داشته‌اند که بنابر خواست هنرمندان دعوت از افراد خانه‌نشین را انجام دهند و اگر چنین نبوده، چون هنرمندان در رأس کار چنین نخواسته‌اند.

او می‌گوید ‌ای‌کاش محمدرضا لطفی به‌عنوان رهبر ارکستر ایرانی که بین صغیر و کبیر مطرح بود و شجریان که استاد آواز بود و هر دو در برنامه گل‌های تازه درخشیده بودند و کارهای شاخصی را به‌جا گذاشته بودند می‌توانستند به بخش‌های دیگر موسیقی سنتی کمک کنند و حتی شهرام ناظری که صدای شاخصی داشتند و توانسته بودند نفوذی داشته باشند، از طریق دولتی‌ها این سفره پهن‌شده را کمی وسیع‌تر کنند و با دادن مشاوره‌های درست، این شائبه را از بین ببرند که برخی فقط برای خود و خانواده‌شان فضای کارکردن را تنگ کرده‌اند.

البته مهدوی معتقد نیست که نظرش کاملا درست و بدون خطا باشد، بنابراین این پیشنهاد را می‌دهد که در دانشگاه تهران و در دانشکده هنرهای زیبا سمیناری با حضور تمام بزرگان برگزار شود و همه حرف‌ها در این سمینار بیان شود که درواقع همه رودررو از زاویه دید خود مسائل را مطرح کنند و بتوانند این نظرگاه‌ها را طوری سمت‌وسو دهند که فضای موسیقی برخوردار از انواع ژانرها و سبک‌ها شود، چون در سال‌های آغازین انقلاب با محدود‌شدن صدای موسیقی به رادیو و تلویزیون فقط موسیقی سنتی برخوردار از امتیاز پخش بود و دیگران نبودند و به‌مرور از این تک‌صدایی خسته شدند و دلشان صداهای دیگر را هم خواست.

حسن ریاحی: حواشی بر موسیقی غالب است
حسن ریاحی، مدیر اسبق بخش موسیقی صداوسیما، بر این باور است که همیشه بین هنرمندان از این چیزها هست و چنین گفته‌هایی مد و رسم است و درعین‌حال، هم شجریان و هم لطفی و هم گلپا هنرمندان خوب و قابل‌احترامی هستند و این مسائل هم همیشه بوده است و او نمی‌تواند چیزی به آن اضافه کند. او می‌گوید این حاشیه‌ها بیشتر از خود موسیقی شده است و در خود تولید این روزها اتفاقی نمی‌افتد که در آن اثر ماندگاری تولید شود و این حواشی هم داستان‌هایی است که فعلا هستند. او این مسائل را طبیعی ارزیابی می‌کند که نمی‌توان دادگاهی هم شکل داد که کدام‌یک مقصر است و در هر صورت همه اینها زحمت کشیده‌اند و در موسیقی کار کرده‌اند. او درباره اینکه در دهه ۶٠ حاکمیت چنین خواسته است یا نه؟! می‌گوید: نمی‌دانم! من در آن سال‌ها در خارج از ایران بوده‌ام و دقیقا نمی‌دانم چه جریان‌هایی در سال‌های آغازین انقلاب بود و دقیقا چه اتفاقاتی افتاده است.

کیوان فرزین: فرهنگ گفت‌وگو و دفاع نبوده 
کیوان فرزین، منتقد موسیقی، معتقد است اینکه دو نفر که با هم همکاری کرده‌اند بعدها دچار ناراحتی‌ها و گلایه‌هایی از همدیگر بشوند امری طبیعی است و آنچه گلپا گفته، شاید دلالت بر واقعیت‌هایی بکند و درعین‌حال آنچه می‌گوید ممکن است در مورد خودشان هم‌ بیفتد و درباره دیگران همچنین اتفاقی افتاده باشد و در جامعه کاری چنین چیزهایی پیش می‌آید و ممکن است ١٠ سال سکوت کنند، چون انتظارشان برآورده نشده و بعد باعث ناراحتی می‌شود، چون آن مسئله در طول زمان بزرگ شده است و‌ ای‌کاش در موعد خودش صحبت می‌شد و به سرانجامی می‌رسید. فرزین این تصمیم را خواست دولت می‌داند که نخواسته که برخی که در کاباره می‌خوانده‌اند به آنها اجازه کار بدهد و در آن زمان هم‌چنین فضایی نبوده که الان همه در فضای مجازی و تلگرام نظرهایشان را می‌نویسند و مثلا برخی از آقایان موزیسین دلشان می‌خواهد درباره ممنوعیت صدای زنان بگویند، اما در دهه ۶٠ چنین فرهنگ و چنین امکانی نبوده که لطفی و شجریان و گروه چاوش بخواهند از همکاران خود دفاع کنند یا اینکه خواسته باشند عرصه را بر همکارانشان تنگ کنند اما الان این ذهنیت هست که اگر کسی ممنوع‌الکار بشود و دلیل منطقی برای این کار نباشد؛ همه از او دفاع می‌کنند چون با وجود اینکه ممکن است موسیقی‌هایی هم باشند که به سلیقه ما نخورند، اما به‌لحاظ حقوق اولیه حق کارکردن را دارند و این‌طور نیست که فقط طرفداران یک موسیقی از آن دفاع کنند و به لغو کنسرت بقیه گروه‌ها بی‌تفاوت باشند. ارزیابی نهایی فرزین این است که این گفته‌ها بیشتر مصداق «من بد کرده‌ام و تو بد مکافات کرده‌ای» می‌ماند که در آن جامعه موسیقی گل‌آلودتر می‌شود و در آن نمی‌توان به گفت‌وگو پرداخت. او نظر می‌دهد که باید عرصه باز شود که همه رودررو به مسائلشان بپردازند و امروز چنین فعالیت‌های مدنی و فضای شبکه‌های اجتماعی و اینترنت چنین انتظاراتی را برآورده می‌کنند که البته به مرور ما هم در این زمینه فرهنگ گفت‌وگوکردن را خواهیم یافت.

مانی جعفرزاده: این نزاع بزرگان است
مانی جعفرزاده، منتقد موسیقی، تصور می‌کند که بخش وسیعی از تاریخ موسیقی ایران به نزاع بین بزرگان گذشته است و این نزاع از اینجا آمده که موسیقی، بیرون از موسیقی تحت فشار بوده و لاجرم عرصه موسیقی تنگ‌وتنگ‌تر می‌شده است و به‌همین‌دلیل هرکس در دنیای موسیقی حس می‌کند که دیگری جا را برای او تنگ کرده است و این بحث معلول همین تحت فشاربودن از بیرون از موسیقی است و اینکه همه حس می‌کنند یا جا را برای او تنگ کرده‌اند یا جای کمی برای او گذاشته‌اند. بنابراین همواره دعواهای مشابهی انجام شده که مصداق ندارد و همه از آن بیرون آمده است.

جعفرزاده می‌گوید: هنرمند موسیقی فردی بسیار احساساتی و هیجانی است که خیلی زود خسته و ناامید می‌شود و اگر در چنین موقعیت‌هایی قرار بگیرد، سریع واکنش نشان می‌دهد. او توصیه می‌کند که باید فضا باز و بازتر شود برای اینکه همه اهالی موسیقی با هر نوع نگاه و گرایشی بیان شخصی خود را از مسائل داشته باشند و کسی هم مخل جایگاه آنها نشود.

این منتقد هم در مورد تصمیم حاکمیت در دهه ۶٠ برای حذف برخی از افراد و ژانرهای موسیقی معتقد است که اگر کسی کل‌نگر باشد، متوجه این موضوع خواهد شد و شاید برخی در سنین کهولت کل‌نگری‌شان مخدوش شده باشد یا حس تنهایی کنند یا حس کند آنچه حقش بوده نادیده‌ انگاشته شده است، بنابراین دچار واکنشی بشود که اصلا مصداقی ندارد و نمی‌داند دقیقا چه کنشی منجر به این واکنش شده است.

او در پایان، آرزوی سلامتی و بهبودی می‌کند برای استاد شجریان و آرزوی سلامتی می‌کند برای استاد گلپا که هر دو از بزرگان موسیقی ایران هستند و معتقد است به‌جای بیان این نوع نزاع‌ها بهتر است فضا برای نقد علمی باز شود که این می‌تواند برای یک موسیقی پایدار راهگشا و سازنده باشد. درعین‌حال تعبیر او این است که گلپا دردی داشته و فعلا آخ گفته است و این برای هر دردمندی اتفاق خواهد افتاد.

نوشته واکاوی جنجالی که با انتقاد از شجریان به پا شد اولین بار در رسانه نوا. پدیدار شد.

واکنش تند پیرنیاکان به گفته‌های گلپا درباره شجریان و ابتهاج

رسانه نوا – سخنان تند گلپا درباره محمدرضا شجریان، ابتهاج و تعدادی دیگر از اهالی موسیقی باعث شد تا داریوش پیرنیاکان نیز با لحنی تند پاسخ این خواننده پیشکسوت را بدهد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، اکبر گلپایگانی یا همان “گلپا” طی روزهای گذشته مصاحبه‌ای با یکی از رسانه‌های داخلی انجام داده و در آن مطالبی را درباره محمدرضا شجریان و هوشنگ ابتهاج بیان کرده که در بین اهالی هنر بسیار واکنش‌های متفاوتی را به دنبال داشته است.

جدیدترین این واکنش‌ها به اظهارنظر تند داریوش پیرنیاکان به سخنان گلپا مربوط می‌شود که در صفحه شخصی اینستاگرام این نوازنده تار منتشر شده است.

پیرنیاکان که در دهه شصت و هفتاد همکاری‌هایی را با محمدرضا شجریان داشته و آلبوم‌ها و کنسرت‌های مختلفی را با این خواننده به اجرا درآورده، در این یادداشت کوتاه آورده است: “اخیرا یکی از خوانندگان پیشکسوت رادیو در مصاحبه‌ای با روزنامه قانون و همچنین در مصاحبه صوتی با یکی از رسانه‌های برون مرزی موضوعاتی را درباره استاد شجریان و سه تن از استادان عرصه شعر و موسیقی مطرح کرده‌اند که جای تامل دارد. بنده در این اندک مقال نمی‌خواهم پیشینه این خواننده را باز کنم که مصداق شعر: چون پرده بر افتد نه تو مانی….

لذا توصیه می‌کنم چنانچه ۳۸ سکوت کرده بهتر است جهت پا بر جا ماندن احترامی که به خاطر آوازهایی که در ابتدای فعالیت هنری در رادیو اجرا کرده‌اند جامعه هنری برای ایشان قائل است؛ باز هم سکوت کنند.”

این در حالی است که بسیاری از اهالی موسیقی طی چند روز گذشته در گروه‌های تلگرامی یا صفحات اینستاگرام خود به رد یا تایید بخش‌هایی از سخنان گلپا پرداخته‌اند و بحث‌های داغی همچنان پیرامون گفته‌های این خواننده جریان دارد.

بخش‌های مهمتر مصاحبه روزنامه قانون با گلپا که جنجال‌ساز شده است، در ادامه می‌آید:

– در مدرسه نظام با نورعلی‌خان برومند، استاد موسیقی و ردیف‌دان، آشنا شدم.

– روزی که در باغ آقای خواجه‎نوری میهمان بودیم در مقابل سفیر ایتالیا یک قطعه ترکی خواندم. پس از میهمانی آقایی آمد و گفت که بیا برای من کار کن! گفتم: شما را نمی‌شناسم. گفت: من پیرنیا، سازنده برنامه «گل‌ها» هستم.

– به استودیوی برنامه گل‌ها رفتم. آقای پیرنیا گفتند: یک‌ آواز در باب ضربت‌ خوردن حضرت علی(ع) بخوان. من گفتم باید از استادم اجازه بگیرم اما ایشان با اصرار خود قانعم کرد که بدون پخش موسیقی و بدون ذکر نام خواننده بخش کوتاهی از یک آواز را اجرا کنم. آن شعر این بود: «در خرابات مغان نور خدا می‌‌بینم/ این عجب بین که چه نوری ز کجا می‌‌بینم» وقتی این بیت از حافظ را خواندم، دیدم که پیرنیا گریه می‌کند.

– درباره رویارویی بهار با عارف قزوینی ماجرایی نقل می‌کنند که بهار به عارف گفته بود تو تصنیف‌خوانی، نه آوازخوان. من که همه این‌ها را آموخته بودم، دوست داشتم که یک آواز‌خوان باشم. از این‌ رو هیچ‌وقت ترانه نخواندم چون معتقدم، ترانه و آهنگ را دیگران می‌سازنند و خواننده همچون یک ربات باید آن را اجرا کند اما وقتی کسی آواز می‌خواند خود مبدع اثر خواهد بود و نوازندگان پاسخ خواننده را می‌دهند.

– روزی مرتضی‌خان محجوب به من گفت می‌خواهم آواز این موسیقی را تو بخوانی که آن آواز، با شعری از بیژن ترقی، غوغایی به ‌پا کرد. به‌ یاد دارم وقتی خواستم برای اجرای این آواز به استودیو بروم در راهروی استودیو، مشیرهمایون، شهردار را دیدم. او گفت که «گلپا! اینجا چکار می‌کنی؟» گفتم به دعوت آقای پیرنیا آمده‌ام تا آواز بخوانم. او که می‌دانست من از شاگردان نورعلی‌خان هستم، گفت: آواز را پشت مرده می‌خوانند در حقیقت مشیرخان یک پس‌گردنی مهم به من زد. وقتی این سخن را شنیدم، به‌ یاد حرف نورعلی‌خان افتادم که می‌گفت خیلی‌ها آواز می‌خوانند، اگر می‌خواهی خواننده خوبی باشی، خودت باش و از کسی تقلید نکن. از آن پس سعی کردم شیوه‌ خودم را در خوانندگی داشته باشم.

– عده‌ای ایراد گرفتند که گلپا برای جوان‌ها و عامه مردم می‌خواند. اتفاقا من فقط برای مردم می‌خوانم، برای دل جوانان می‌خوانم. همه موفقیت من در طول سال‌ها این بوده است که علیه مردم چیزی نخوانده‌ام. همیشه گفته‌ام که استعداد من از جانب خداست و مردم از این استعداد حمایت کرده‌اند. پس انصاف نیست که برای خدا و مردم نخوانم. منتقدان می‌خواستند که گلپا تا پایان عمر «دل‌ ای‌ دل‌ ای، امان‌ امان…» بخواند اما من این طور نمی‌خواستم زیرا مردم از من چنین توقعی نداشتند.

– مرحوم لطفی که از قضا مدتی نیز شاگرد نورعلی‌خان بود، ردیف می‌دانست اما به دنبال بداهه نرفت. وقتی کسی چهار عمل اصلی یا همان ردیف را می‌داند، باید نوآوری ایجاد کند. در غیر این صورت آن دانش به چه درد می‌خورد؟ اگر فردی مدام جدول‌ضرب را تکرار کند اما نتواند هیچ مساله‌ای را حل کند، در کار خود ناکام بوده است.

– اکنون موسیقی ما محفلی برای عقده‌گشایی، کارهای سیاسی و پول‌پرستی شده است. هنرمند نباید آلوده فعالیت‌های سیاسی شود. شأن یک هنرمند آن قدر عالی است که وارد این بازی‌ها نشود. حال وقتی فردی نمی‌تواند در موسیقی خود را ثابت کند، نمی‌تواند در بداهه توفیقی داشته باشد، نمی‌تواند محبوب مردم باشد، به ریسمان سیاست چنگ می‌زند تا مردم از او سخن بگویند.

– آقایان لطفی و علیزاده موسیقی را خوب می‌دانستند اما در بداهه توفیقی نداشتند. شما نوع فعالیت پرویز یاحقی و فرهنگ شریف را مشاهده کنید، ببینید که چه‌ میزان از موسیقی آنها بداهه بود. ایشان به جایی رسیدند که با خدا سخن می‌گفتند و برای لقمه‌ای نان موسیقی را دنبال نمی‌کردند. در مقابل این‌ها کسانی هستند که آن قدر داد می‌زنند تا صدایشان ورم می‌کند. در طول این سال‌ها چنین افرادی در موسیقی ما قدرت داشتند. آنها برای آن که نیروهای جوان جایشان را پر نکنند، تلاش کردند تا تقلید را گسترش دهند؛ به نحوی که همه مانند هم بخوانند. چنین افرادی از حضور جوانان می‌ترسند.

– همه شاگردان من متولدان دهه شصت هستند و من برای آموزش به ایشان حتی یک‌ ریال هم دریافت نمی‌کنم.

– پنج دکتری از مجامع معتبر موسیقی دارم اما همواره تاکید کرده‌ام که من را دکتر خطاب نکنید. من گلپا هستم و به گلپا بودن خود افتخار می‌کنم، چون مانند خودم خواندم و زندگی کردم.

– می‌گویند گلپا به موسیقی پشت‌ِ پا زد. بله، من برای مردم، برای جوانان و بدون در نظر داشتن نفع مالی می‌خوانم. تا جایی‌که جان در بدن دارم این روال زندگی من خواهد بود. آنهایی که چنین عقده‌گشایی می‌کنند، چه خدمتی در حق جوانان این مملکت کرده‌اند؟ ما نباید پشت جوانان را خالی کنیم. من که کار خود را کرده‌ام و دیگر آرزویی در سر ندارم. به هر چه خواستم دست پیدا کردم. بیش از نیازم پول دارم. همسر و فرزندان خوب و شایسته‌ای در کنارم هستند و از شهرت و محبوبیت لازم نیز برخوردارم. پس احتیاجی به زیر پا کشیدن از کسی ندارم. تنها خواسته من رسیدگی به وضعیت جوانان است.

– زمانی تلفن‌های هندلی وجود داشت و اکنون اینترنت سراسر دنیا را درنوردیده است. به‌ هیچ طریق نمی‌توان در مقابل تکنولوژی و فناوری ایستاد، همین‌ طور نمی‌توان در مقابل خواست جوانان و پیشرفت آنها ایستادگی کرد. نمی‌توان در صد سال پیش ماند و جوانان را مجبور کرد آن طوری بخوانند که ما می‌خواهیم.

– فیروز نادری یکی از بهترین دانشمندان ناساست. او چندوقت پیش برای این که جوانان جای او را پر کنند، به ‌میل و اراده خود استعفا داد. حالا برخی مانند آقای لطفی و علیزاده می‌گویند که ما چون ردیف می‌دانیم، هنرمندیم. آنهایی که هنوز هیچ خلاقیتی در موسیقی ما به خرج نداده‌اند، مدعی شده‌اند. جوانان ما باید به جای الگو قرار دادن چنین اشخاصی، پرویز یاحقی، جلیل شهناز و حسن کسایی را الگو قرار دهند اما حواس‌شان باشد که باز هم از ایشان تقلید نکنند و خودشان باشند.

– بنای من از ابتدای فعالیتم هنر بود و بس. اگر بعضی تمایل دارند فعال سیاسی باشند، به خودشان مربوط است. شأن یک‌ هنرمند بالاتر از آغشته‌ شدن به کارهای سیاسی است.

– دوستان بعد از مدتی دریافتند که نمی‌توانند مانند امثال فرهنگ شریف باشند و به سمت خودنمایی سیاسی حرکت کردند.

– من مانند برخی هر روز به رنگی درنیامده‌ام. من همان گلپایی هستم که ۵۰سال پیش برای مردم می‌خواندم. من که مثل این آقایان هر لحظه تفکرم تغییر نکرده است.

– آقای ابتهاج یک توده‌ای تمام‌عیار بود و بعدها تغییر ایدئولوژی داد و حزب‌اللهی شد و دوباره رویه‌اش را عوض کرد و چندی بعد از کشور رفت. این منش، همان روحیه‌ای است که باعث جدایی آنها از برنامه گل‌ها شد.

– آن خواننده‌ای که نامش را بردید (محمدرضا شجریان) که در دهه شصت در موسیقی ایران برای خود امپراتوری ایجاد کرده بود، چرا اکنون معترض شده است؟ مگر نه آن که وقتی که من در دهه ‌شصت خانه‌نشین بودم، او برای خود یکه‌تازی می‌کرد. من که هیچ‌گاه از مواهب قدرت بهره‌مند نبوده‌ام. آنها و طرفداران‌شان نباید این نقد را به من کنند زیرا اگر قرار به حرف‌ زدن باشد، شرمنده خواهند شد.

– «گل‌ها» که تریبون حزبی و جناحی و سیاسی نبود. ما در آن برنامه دورهم جمع شده بودیم تا خدمتی به موسیقی بکنیم چون تخصص ما موسیقی بود. من سواد سیاست ندارم و تنها چیزی که یاد گرفته‌ام موسیقی است. اگر حضرات دل در گرو موسیقی نداشتند، من این طور نبودم. من در برنامه گل‌ها ماندم تا به موسیقی خدمت کنم. کاری که آنها نکردند، زیرا عاشق هنر و موسیقی نبودند. هر چند خورشید پشت ابر نمی‌ماند.

– بر مردم واضح است که در طول سال‌های ‌‎سال، به‌ خصوص در دهه‌ شصت، این آقایان چه کردند. هر کسی می‌آمد که کار موسیقی انجام دهد، همین‌ها چوب لای چرخش می‌گذاشتند و نمی‌گذاشتند که مکتب‌های موسیقی ادامه پیدا کند، زیرا می‌خواستند همه مقلد خودشان باشند. اکنون که مقابل شما نشسته‌ام با افتخار می‌گویم مکتب گلپا، ادیب و تاج ادامه خواهد داشت اما تردید دارم که آنها در یاد مردم بمانند.

– در ابتدای انقلاب محدودیت‌های بسیاری برای من قایل شدند. چه در آن زمان و چه اکنون، اگر اراده کنم که در آمریکا بخوانم، آن قدر پول به پایم می‌ریزند که گویی دلار از شیر سماور بریزد.

– من به همه‌ چیزی که یک‌ انسان در این دنیا می‌خواهد، دست یافته‌ام؛ از باغ، خانه، ماشین و به‌ طور کلی پول گرفته تا زن و فرزندان صالح و مهربان. احتیاجی به پول موسیقی ندارم. هر آن چه می‌گویم برای اصالت هنر است. آیا همه منتقدان من مطمئن‌اند که در طول سال‌های پس از انقلاب برای ذات هنر تلاش کرده‌اند؟ من اگر برای شاه خواندم، برای امیرالمونین(ع) نیز خواندم. پس این که می‌گویند گلپا درباری بود، سخن درستی نیست. بهتر است بگویند گلپا سیاسی نبود.

– مشکلی برای برگزاری کنسرت وجود ندارد. ۳۸سال به من گفتند نخوان! در‌ صورتی‌ که هیچ‌ دلیلی برای این دستور وجود نداشت. من فعال سیاسی نبودم. من معاند با مردم نبودم. فقط و فقط ‌خواننده‌ای مردمی بودم که برای خدا، وطن و مردم می‌‌خواندم. چه دلیلی برای این ظلم وجود داشت؟ آیا کسی پیدا می‌شود که پاسخ سال‌ها محرومیت گلپا از خوانندگی را بدهد؟ خیر. هیچ‌ کس یافت نمی‌شود. پس نمی‌خواهم در شرایطی که ۳۸سال از فعالیت هنری من ممانعت شده است، کنسرت برگزار کنم.

– مسئولان وزارت ارشاد ریاکارانه از من تعریف می‌کنند که گلپا در موسیقی تاثیر بی‌نظیری داشته است اما در نهایت می‌گویند که حیف شد به سمت جوانان رفت و برای آنها خواند. معلوم است که من به سراغ جوانان می‌روم زیرا برای مردم می‌خوانم. جایگاه اصلی من و حسن کسایی و پرویز یاحقی قلب مردم است.

– ای‌ کاش همه ما لحظه‌ای به مرگ فکر کنیم. ای‌ کاش عاقبت کار را در مقابل چشمان خود تصویر کنیم و به این نتیجه برسیم که چند روز دنیا ارزش این همه خباثت را ندارد. ای کاش برای بزرگی‌ کردن در عالم موسیقی به این میزان گلپا را تخریب نمی‌کردند. آقای لطفی روزی گفت که وقتی گلپا می‌خواند، مردم دکان‌های خود را می‌بستند که ساعت ۹ونیم شب پای رادیو باشند. آن‌ زمان همه مردم «مست مستم» را می‌خواندند. این کارها را من کرده‌ام پس روا نیست که همه را نادیده بگیرند.

– ارتباط هر کس با خداوند یکسان نیست. یکی جانش را می‌دهد و دیگری برای لقمه‌ای نان شکایت می‌کند. شجریان گل‌های جاویدان را به عمر خود ندیده است. او در گل‌های رنگارنگ می‌خواند. بعد هم با آقای ابتهاج توده‌ای روی هم ریختند و در جشن هنر شیراز مشغول به فعالیت شدند. آنها راهی را انتخاب کردند که مسئولیت دنیوی و اخروی آن‌ راه با خودشان است. تنها وظیفه‌ای که من دارم این است که به جوانان بگویم از راه آنها دوری و راه امثال تجویدی و خالقی را طی کنند.

– به خاطر دارم که روزی آقای تجویدی در همین خانه گریه کرد. گفتم چرا گریه می‌کنی؟ گفت ببین بنان بر ساخته من چه می‌خواند. او گفت که بعد از بنان هر کس این آهنگ را بخواند، خودش را خراب کرده است. یا به‌ طور مثال کسی نمی‌تواند «خسرو و شیرین» من را بازخوانی کند زیرا وقتی با جلیل شهناز آن را کار کردیم،‌ موقع خواندن آن از تحریری استفاده کردم که همه حیرت‌زده شدند. حالا اگر کسی بخواهد آن تحریر را تقلید کند، سرخورده می‌شود.

– محمد گلپایگانی راه خود را رفت و مسیر زندگی‌اش به من ارتباطی ندارد. بر خلاف من که همواره برای مردم خواندم، او ترانه‌خوان برخی از جناح‌های سیاسی شد.

– هر کس یک جلیقه پاکستانی تنش کرد که خواننده اصیل ایرانی نیست.

– هنرمند باید پولدار باشد؛ باید بهترین امکانات را در اختیار داشته باشد. تاسف‌بار است که عده‌ای در هر شرایطی عوام‌فریبی می‌کنند. محمد گلپایگانی راهش از من جداست شاید دلایلی برای مسیر خود داشته باشد اما به نظر من به بن‌بست رسیده است. کسی که خود را در خدمت جناح‌های سیاسی قرار دهد، تاریخ مصرف‌دار می‌شود. این که چرا او سعی نکرد سبک زندگی‌اش را شبیه به من کند، بروید و از خوش بپرسید. اصلا چرا از محمد گلپایگانی صحبت کنیم؟ بیایید از حسن گلپایگانی سخن بگوییم. دیگر برادرم که همه عمرش را وقف موسیقی کرد. او کسی است که ردیف می‌‌داند و موسیقی تدریس می‌‌کند. بهتر است از عزیزانی چون حسن صحبت کنیم.

– من از ابتدای عمرم کنجکاو بودم. همان‌طور که گفتم چندین شغل را تجربه کردم تا به موسیقی رسیدم. در اوایل کار موسیقی‌ام، آقای قنبری‌مهر پیشنهاد بازی در فیلمی را به من ارائه داد که با مخالفتم مواجه شد زیرا باور داشتم که هنرپیشه نیستم. بعدها آقای میثاقی، که یکی از دوستان نزدیک من بود، گفت که می‌خواهم فیلمی با عنوان «حنجره طلایی» بسازم و از من درخواست کرد که در آن فیلم بازی کنم. آن‌ زمان مردم به من القاب گوناگونی ازجمله حجره‌طلا، سلطان آواز و… را می‌دادند. به‌ همین‌ دلیل، تصمیم ساخت آن فیلم گرفته شد. من از ابتدا مخالف نامش بودم و اصلا قرار نبود آنچه اکنون مشاهده می‌شود، ساخته شود. به‌ هر حال به دلیل رفاقتی که با آقای میثاقی داشتم آن فیلم را بازی کردم و درس عبرتی شد که دیگر هیچ‌وقت در سینما کار نکنم، زیرا من بازیگر نیستم و فقط خواننده‌ام.

– بزرگ‌ترین مشکل این روزهای موسیقی ایران، نبودِ مسئولان با دانش است. کسانی که آن بالا نشسته‌اند به هنر توجه نمی‌کنند زیرا هنر برای‌شان هزینه دارد و در مقابل، ابتذال باعث سرگرمی کاذبِ مردم می‌‌شود. مهم‌ترین وظیفه در خصوص کنار زدن ابتذال فرهنگی، فعالیت مستقل رسانه‌هاست. شمایی که رسانه در اختیار دارید با کسانی صحبت کنید که هنر اصیل را می‌شناسند. به‌ نظر من برای دفع سیاست‌زدگی در عرصه هنر، روزنامه‌نگاران مهم‌ترین رسالت را بر دوش دارند.

– بسیاری از کسانی که مردم با آنها خاطره دارند از شاگردان من بودند. نام کلاس موسیقی ما گام بود. در آن کلاس من به همراه آقایان فخرالدینی و کیومرث حقیقی، آواز، ویلون و سنتور را آموزش می‌دادیم. روزی خانم‌ها معصومه و خدیجه دده‌بالا با چادرهایی گل‌گلی به کلاس ما آمدند. چندسالی من به آنها آموزش آواز دادم تا این که مشغول امور ازدواج شدم و در آن‌ برهه وقت تدریس پیدا نکردم. به همین‌ دلیل به آقایان تجویدی و یاحقی سفارش کردم که با این دو بانو کار کنند. هر چند که آن دو نفر، موسیقی اصیل ایرانی را آموخته بودند اما به دنبال ترانه‌خوانی رفتند. وقتی امثال این نوآموزان در میان مردم به شهرت و محبوبیت رسیدند، از کرده خود لذت می‌بردم زیرا به جوانان میدان داده بودم.

– از هم‌نسلان من، فقط ایرج و ناصر ملک‌مطیعی باقی مانده‌اند. این موضوع مفهوم مهمی دارد و آن این که بعد از ما عرصه خالی خواهد شد.

– به آقای فردین ظلم بزرگی شد. روحش شاد. سینمای عامه آن دوران به سبک بازیگری فردین احتیاج داشت. او در راستای شکل‌گیری سینما ایران تلاش بسیاری کرد. هرچند با به وجود آمدن موج نو، فیلم‌های فاخری مانند «گاو» یا «سفر سنگ» ساخته شد اما به‌ هر حال سنگ‌بناهای سینما بر دوش امثال فردین بود. پس به او ظلم شد و حقش این نبود.

– مسئولان چندان دلسوز فرهنگ و هنر این مملکت نبوده‌اند و همیشه در کار هنرمندان دخالت کرده‌اند. البته این موضوع منحصر به هنر هم نیست. شما به فوتبال این کشور نگاه کنید. مثلا آقای کی‌روش را به عنوان سرمربی انتخاب می‌کنند اما مدام در کار او دخالت می‌کنند. یادم هست که در بازی ایران‌-لهستان، آقای حشمت مهاجرانی به غفور جهانی گفته بود که تنها وظیفه‌ات مهار یکی از بازیکنان لهستان است. اگر اشتباه نکنم در آن بازی حسن روشن گل ایران را به ثمر رساند. وقتی در عصر حاضر فوتبال هم یک‌ امر تخصصی است و با برنامه اداره می‌شود، بی‌تردید هنر هم تخصص می‌خواهد.

– روزی با علی کریمی و حشمت مهاجرانی در دوبی بودیم. وقت نهار کریمی از من خواست که به او نصیحتی کنم. به او گفتم: «علی تا می‌توانی توپ را رها نکن که این مردم، مردم بی‌وفایی‌اند.» چندی پیش او مسئولیتی را در تیم جوانان ایران برعهده گرفت. شنیدم جوانی که سه‌ بار هم پایش به توپ نخورده است، به انتصاب کریمی انتقاد کرده بود. مثال‌های فوتبالی فوق برای این است که بگویم شایسته‌سالاری و تخصص‌گرایی در ایران مرده است.

– تعدادی از مدیران وزارت ارشاد افراد بی‌سوادی هستند. وقتی چنین افرادی سکان وزارت فرهنگ یک‌ کشور را برعهده دارند، چطور می‌‌توان توقع داشت که ارج و قرب هنرمندان و پیشکسوتان نگه داشته شود؟ آنها فقط برای منافع خود کار می‌کنند.

– مدتی پیش به من گفتند که در ازای ۱۵سکه بهارآزادی، همراه با همسرت به تالار رودکی بیا و ساعتی در ردیف جلو بنشین. به درخواست‌کننده گفتم که «ای‌ کاش این سخن را به من نمی‌گفتی. من اگر دنبال پول بودم به دوبی می‌رفتم و برای یک‌ شب اجرا، ۲۵هزار دلار دریافت می‌کردم. عرصه هنر، عاشقی می‌خواهد و همه‌ چیز پول نیست. هنرمند خریدنی نیست.»

نوشته واکنش تند پیرنیاکان به گفته‌های گلپا درباره شجریان و ابتهاج اولین بار در رسانه نوا. پدیدار شد.

ویدیو تبریک اهالی هنر، ورزش و سیاست به مناسبت زادروز محمدرضا شجریان!

سانه نوا – سال گذشته رسانه «نوا» به مناسبت سالروز تولد استاد محمدرضا شجریان، تبریک اهالی هنر، ورزش و سیاست به وی را در قالب یک ویدئو منتشر کرد که به درخواست مخاطبان این ویدئو بازنشر می‌شود.

ایرج، علی نصیریان، اردشیر کامکار، شهره سلطانی، یاس، کریستف رضاعی، همایون ارشادی، فرج علی پور، وحید تاج، نیما نکیسا، مهیار فیروزبخت، ترگل خلیقی، نصراله مدقالچی، مجید درخشانی، حسام الدین سراج، کریستف رضاعی، هومن خلعتبری، فرهاد جم، فریدون آسرایی، لوریس چکناواریان، صدرالدین حسین خانی، دکتر صادق زیباکلام، محمدعلی بهمنی و محسن شریفیان در این فایل تصویری، زادروز خسروی آواز ایران را تبریک گفتند.

بیش از ده هزار بازدید در وب‌سایت آپارات و قرارگیری در لیست پربازدیدترین ویدیوهای این سرویس اشتراک ویدیو، در کنار بازدید بیش از یک میلیون کاربر در شبکه‌های اجتماعی «تلگرام»، «اینستاگرام» و «فیسبوک»، تنها بخشی از اسقبال بی نظیری بود که از این ویدئو به عمل آمد.

همچنین خبرگزاری‌های انتخاب، تابناک، آنا و … نیز در مطالب جداگانه‌ای این ویدیو را منتشر کردند. در آخر این ویدئو با عنوان «برای خسروی آواز ایران: محمدرضا شجریان» بالغ بر دویست هزار بار در بخش «نوا تی وی» این رسانه دیده شد تا تکمیل کننده استقبال کم نظیر مخاطبان باشد.

رسانه نوا ضمن قدردانی از تمام مخاطبان، دست تمامی هنرمندان، اهالی سیاست، ادب، ورزش و … را که در ساخت این کلیپ ما را همراهی کردند، به گرمی می‌فشارد و برای خسروی آواز ایران آرزوی سلامتی و بهبودی کامل دارد.

شایان ذکر است به همین مناسبت و پس از گذشت یک سال، رسانه نوا بار دیگر این ویدئو را به درخواست مخاطبان بازنشر می‌کند.


نوشته ویدیو تبریک اهالی هنر، ورزش و سیاست به مناسبت زادروز محمدرضا شجریان! اولین بار در رسانه نوا. پدیدار شد.

هوشنگ کامکار: شجریان در دل مردم جای دارد

رسانه نوا – تا تاریخ موسیقی ایران وجود داشته باشد، استاد شجریان هم نامش وجود دارد و اگر امروز هم اجازه خواندن نداشته یا بیماری مانع از آن شده است، که فکر می‌کنم بیشترین دلیلش همین بیماری باشد اما در دل مردم جاودانه است و هر آن چه تاکنون خوانده در میان مردم تکرار می‌شود.

به گزارش رسانه نوا، روزنامه شرق نوشت: «هوشنگ کامکار، سرپرست گروه موسیقی «کامکار» نیاز به معرفی ندارد. هم‌زمان با اول مهر، زادروز استاد محمدرضا شجریان با کامکار درباره خسرو آواز ایران گفت‌وگو کردیم.

استاد شجریان مدتی است نه آلبومی منتشر کرده و نه کنسرتی گذاشته‌اند. با این حال مدام در محافل مختلف و بین آحاد مردم از ایشان یاد می‌شود و حالا که به اول مهر رسیده‌ایم، خیلی‌ها به روش‌های مختلف برایشان جشن تولد می‌گیرند و برایشان آرزوی سلامتی می‌کنند. از نظر شما راز مانایی و این حد از محبوبیت بالای ایشان در چیست؟

استاد شجریان دیگر شهرت عام و خاص دارد و از بهترین خوانندگان موسیقی سنتی ایران به نظر شخص من است و البته برای رسیدن به این جایگاه می‌شود گفت آشنایی‌اش با گروه شیدا و چاوش بر کیفیت کارش تأثیرگذار بوده است و در این ارتباط کاری، به قول معروف خودشان را نشان دادند. آدم‌های آنجا نقش بسیار مهمی داشتند و تمام بچه‌های گروه شیدا و حتی گروه عارف و تمام نوازنده‌هایشان همیشه جزء بهترین‌های موسیقی سنتی ما بودند و یکی از مهم‌ترین اجراهایشان را ارائه می‌کردند و سبک خاص خودشان را داشتند. بنابراین نقش آنها بسیار مهم بوده و محمدرضا لطفی نیز نقش ویژه‌ای در کارهای شجریان داشته‌اند و به نظرم ایشان بهترین کارهایشان را بعد از انقلاب ارائه کرده‌اند که همه آن کارها ارزشمند بوده و همین دلیلی است که در دل مردم جا داشته باشند و شهرتشان در موسیقی سنتی ما به دلیل داشتن صدای زیبایشان است که از خلاقیت در اجرای ردیف برخوردار است.

این خلاقیت را چگونه شرح می‌دهید؟

در اجرای موسیقی سنتی، اجرای ردیف خالی شاید اهمیت نداشته باشد اما بداهه‌خوانی هر دفعه باعث ایجاد زیبایی خاص می‌شود و این خود تبدیل به تبحر خاصی خواهد شد که ارزشمندی آن در ارائه موسیقی مشهودتر خواهد بود.

 ارزیابی‌تان راجع به شخصیت هنری ایشان چگونه است؟

به‌ هر حال استاد شجریان علاوه بر توانمندی خاص در موسیقی از شخصیت هنری برخوردارند و به نظرم اگر هر نوازنده، خواننده یا آهنگ‌ساز ۶٠ درصد کارش دارای اهمیت باشد، حتما ٣٠ تا ۴٠ درصد هم شخصیت هنری‌اش اهمیت دارد و استاد شجریان همواره این شخصیت هنری را حفظ و با این شخصیت در دل مردم جا باز کرده‌اند.

آیا خودتان با استاد همکاری داشته‌اید؟

من خودم همکاری نداشته‌ام اما دو گروه شیدا و عارف که شامل اعضای خانواده‌ام هم می‌شوند، با او همکاری کرده‌اند.

 آشنایی‌تان با او چگونه شکل گرفته؟

زمانی که انقلاب شد و دومین هواپیما از آمریکا به مقصد فرودگاه مهرآباد پرواز کرد، من در آن هواپیما بودم که تازه درسم را در آمریکا تمام کرده و هنوز هم مدرکم را نگرفته بودم که به تهران آمدم و در آنجا محمدرضا لطفی و استاد شجریان به استقبالم آمدند. تازه آلبومی را هم درباره انقلاب منتشر کرده بودند که شجریان می‌خواند: برادر کاکلش آتشفشونه… به نظرم این یکی از شاهکاری اوست که تحت‌ تأثیرش هم قرار گرفتم و لطفی هم مدام می‌گفت: هوشنگ این را گوش بده و… این خوب است! و به خاطر دارم یک روز ابری بود و انقلاب شده بود و مردم می‌آمدند و خیابان‌ها شلوغ بود و به هر روی این آلبوم ماندگار شد و در تاریخ موسیقی ایران از آن همیشه یاد می‌شود.

ارزیابی‌تان از آن موسیقی‌ها و روزهای آغازین انقلاب و دهه ۶٠ که شجریان هم تبدیل به صدای ماندگار شد، چیست؟

ما باید نسبت به شرایطمان از زمان و مکان، آثار هنری را ارزیابی کنیم و در آن زمان این نوع موسیقی باارزش بود و به‌ همین ‌دلیل هم ماندگار شده است اما امروزه جوانان ما آثار زیبایی را خلق می‌کنند که آثار هنری و جدیدی هستند و این آثار هم نسبت به زمان و مکان ارزشمند خواهند بود اما در آن زمان آنچه محمدرضا لطفی و گروهش تولید می‌کردند، ارزشمند بود.

درباره رابطه دوستی و خانوادگی‌تان با شجریان برایمان بگویید؟

ایشان در گروه چاوش بودند که در آنجا برادرانم نیز حضور داشتند و این همکاری و هم‌گروه‌ بودن باعث ایجاد ارتباطاتی می‌شد و ما را به هم نزدیک‌تر می‌کرد و اگر ارتباط خانوادگی هم بود، در چارچوب هم‌گروه‌ بودن بود و در همین حد با هم ارتباطمان برقرار می‌شد.

آیا در چاوش ٢ با ایشان همکاری داشتید؟

خودم نه اما برادرانم با او در چاوش ٢ به‌ عنوان نوازنده همکاری کرده‌اند.

در آلبوم دود عود که در سال ۶٧ تولید شده، همکاری کرده‌اید؟

نه، باز هم گروه شیدا و محمدرضا لطفی که شوهر خواهرم بود و از سنندج این گروه را قبل از انقلاب شکل داده و آن را به تهران بعد از انقلاب آورده بودند، باعث شکل‌ گرفتن این همکاری و تولید این آلبوم شدند و در ارکستر شجریان حضور داشتند اما خودم بیشتر با ایشان در شورای‌ عالی خانه موسیقی دیدار و همکاری داشته‌ام.

به نظرتان با توجه به این که دو سال استاد شجریان نه کنسرتی داشته و نه آلبوم تازه‌ای منتشر کرده، چرا سکوتش مدام شکسته و صدایش شنیده می‌شود؟

هنرمند مردمی در دل مردم همیشه جا دارد و این رابطه از بین نمی‌رود و می‌دانیم که تا تاریخ موسیقی ایران وجود داشته باشد، استاد شجریان هم نامش وجود دارد و اگر امروز هم اجازه خواندن نداشته یا بیماری مانع از آن شده است، که فکر می‌کنم بیشترین دلیلش همین بیماری باشد اما در دل مردم جاودانه است و هر آن چه تاکنون خوانده در میان مردم تکرار می‌شود و تحت هیچ شرایطی هیچ چیزی نمی‌تواند مانع از این پیوند با مردم شود، چون او پیوسته به درستی کار کرده و من هیچ‌گاه کار بی‌ارزشی در کارنامه‌اش ندیده‌ام اما وقتی درباره‌ محمدرضا لطفی از من سؤال می‌کنند، با آن که رابطه فامیلی هم با هم داشته‌ایم، می‌گویم تا لطفی به آمریکا نرفته بود، در نوازندگی ساز و آهنگ‌سازی‌اش هنرمند بسیار مهمی بود و همه کارهایش ارزشمند بود اما بعد از رفتن به آمریکا کارهایش دیگر بی‌ارزش شدند اما شجریان همیشه کارهایش باارزش بوده است.

سخن پایانی؟

من امیدوارم استاد شجریان سلامتی خودشان را به دست بیاورند و من هم از اینجا (روزنامه شرق) زادروز تولدشان را تبریک می‌گویم و می‌دانم به هر حال نقش بسیار مهمی در موسیقی سنتی ایران داشته‌اند که هرگز فراموش نخواهد شد.

نوشته هوشنگ کامکار: شجریان در دل مردم جای دارد اولین بار در رسانه نوا. پدیدار شد.

کیهان: محمدرضا شجریان حامی خشونت و آشوب است!

رسانه نوا – روزنامه کیهان با انتشار مطلبی، انتقادات تندی را روانه محمدرضا شجریان و محمود دولت آبادی کرد.

به گزارش رسانه نوا، کیهان نوشت: روز پنجشنبه ۲۳ شهریور در خانه هنرمندان و طی جشنواره‌ای موسوم به «هنر برای صلح» به چهار نفر از جمله محمدرضا شجریان و محمود دولت‌آبادی مدال صلح اعطاء شد. این در حالی است که این دو نفر در سال‌های گذشته از دولت و سفارت فرانسه نشان شوالیه صلیبی دریافت کرده اند، نشانی که دولت فرانسه به خدمتگزاران خود اعطا می‌کند.

محمدرضا شجریان در تیر ۱۳۹۳ در حالی این نشان را در سفارت فرانسه و از دست سفیر فرانسه دریافت کرد که در دوران پس از فتنه ۱۳۸۸ با قرار گرفتن در جبهه فتنه‌گران و با حضور در شبکه‌های بهایی (مثل شبکه «من و تو») و همچنین تلویزیون صدای آمریکا (VOA) و تلویزیون سلطنتی بریتانیا (BBC) رسما در کنار کودتاگران و آشوب‌طلبان خیابانی ایستاد.

دومین فرد محمود دولت‌آبادی بود که از نویسندگان و سرسپردگان دربار شاه و دفتر فرح در دوران طاغوت به شمار آمده است. وی نشان شوالیه صلیبی را در آبان ۱۳۹۳ در همان سفارت فرانسه و با حضور سرسپردگانی همچون داریوش شایگان دریافت نمود. دولت‌آبادی در سال‌های پس از انقلاب، همواره در جبهه ضد انقلاب و عوامل استکبار جهانی قرار داشته است. او خود در یکی از سخنرانی‌های اخیرش اذعان داشت که ۵۰ سال جامعه ایران از پذیرفتن او سرباز زده و از همین روی وی اینک این جامعه را رها کرده است! دولت‌آبادی از حاضران در کنفرانس برلین و همچنین هوادار کودتاگران پس از انتخابات سال ۸۸ بود.

حکایت مدال صلح برای شوالیه‌های صلیبی فرانسه مثل شجریان و دولت‌آبادی که با موضع‌گیری‌های خود در آتش خشونت‌های خیابانی سال ۸۸ می‌دمیدند و منجر به خسارت به اموال عمومی و جان و مال مردم شدند، همان حکایت اعطای جایزه صلح نوبل به جلادانی مانند شیمون پرز و اسحاق رابین و آنگ سان سوچی است که فجیع‌ترین جنایات را در حق ملت‌های مسلمان فلسطین و میانمار مرتکب شدند.

نوشته کیهان: محمدرضا شجریان حامی خشونت و آشوب است! اولین بار در رسانه نوا. پدیدار شد.

حمله شدید آیت الله علم الهدی به شجریان!

رسانه نوا – نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی گفت: برخی جریان‌ها که وابسته به خارج هستند با سبک‌های غلط عزاداری، اساس عزاداری امام حسین (ع) را زیر سؤال می‌برند.

به گزارش رسانه نوا، آیت‌الله سید احمد علم‌الهدی ظهر امروز در دیدار اعضای کانون مداحان و بسیج مداحان مشهد مقدس با بیان اینکه احساسی بودن برخی عزاداری‌ها ناشی از نظام‌مند نبودن این حرفه و فقدان سازماندهی منسجم در این زمینه است، اظهار کرد: در تاریخ شاهد آن هستیم که گاهی اوقات افراد بی‌سواد و بی‌محتوا صرفا به علت استعداد در آوازخوانی، در مجالس عزاداری فعالیت داشته‌اند که این وضعیت ناشی از ضعف تشکیلات مذهبی است.

وی ادامه داد: شناسایی نیروها، پرورش استعدادها و جلوگیری از هرز رفتن استعدادها از مزایای نظام‌مند شدن مداحان است.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی اضافه کرد: یکی از مصادیق هرزرفتن استعدادها به علت عدم نظام‌مندی، آقای شجریان است که در سنین نوجوانی به فعالیت‌های قرآنی و مذهبی اشتغال داشت اما در نهایت از این مسیر خارج شد؛ اگر استعدادها را در مسیر نوکری امام‌ حسین (ع) قرار ندهیم تبدیل به ابزار کفر می‌شوند و اسباب فساد جوانان را فراهم خواهد کرد.

وی افزود: مشکل جامعه مداحان این است که کادرسازی صورت نداده و برای آینده مداح پرورش نمی‌دهند؛ باید به نوجوانان میدان داد تا احساس شخصیت کنند و بتوانند استعدادهای خود را شکوفا کنند.

عضو مجلس خبرگان رهبری متذکر شد: مشکل جریان‌های سیاسی ضدولایی این است که مداح و روحانی نامدار و باسواد ندارند، بنابراین به دنبال منحرف کردن و استخدام افراد انقلابی حرکت می‌کنند.

وی تأکید کرد: بسیج مداحان تشکلی است که می‌تواند در امر سازماندهی مداحان و پرورش استعدادها تأثیر به سزایی ایفا کند.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی با تأکید بر ضرورت روزآمد بودن گفت: متأسفانه محتوای اکثر مداحی‌ها با انقلاب ما هماهنگی کامل ندارد و این محتواها به‌روز و مناسب با شرایط فعلی جهان اسلام نیست.

وی افزود: برخی محتواهای مذهبی به‌گونه‌ای است که اگر در زمان شاه نیز این محتواها عرضه می‌شد ممانعتی از جانب حکومت صورت نمی‌گرفت.

علم‌الهدی به کمبود در حوزه محتوای انقلابی به‌روز اشاره کرد و گفت: باید در کنار تشکیلاتی برای پرورش استعدادها، تشکیلاتی نیز برای محتواسازی ایجاد شود تا محتوای عزاداری محرم به‌گونه‌ای باشد که امام حسین (ع) انقلاب‌ساز به جامعه معرفی شود.

وی اظهار داشت: برخی جریان‌ها که وابسته به خارج هستند با سبک‌های غلط عزاداری، اساس عزاداری امام حسین(ع) را زیر سؤال می‌برند.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی، استقلال مالی هیأت‌های مذهبی را نکته‌ای مثبت ارزیابی کرد و گفت: اینکه هیأت‌ها از بودجه دولت استفاده نمی‌کنند یک حسن است، چراکه نیاز بودجه‌ای وابستگی می‌آورد و از طرف دیگر، مردم ما عاشق امام حسین (ع) هستند و این هزینه‌ها را داوطلبانه تأمین می‌کنند.

نوشته حمله شدید آیت الله علم الهدی به شجریان! اولین بار در رسانه نوا. پدیدار شد.

محمدرضا شجریان: راه همایون با وجود همه اعتراض‌ها بیراه نیست!

رسانه نوا – محمدرضا شجریان در ویدئویی دو دقیقه‌ای که در فضای مجازی در حال دست به‌دست شدن است می‌گوید راه همایون، با وجود آنکه ممکن است کسانی که طرفدار سنت هستند اعتراضی داشته باشند، بیراه نیست و تقریبا راهش را درست می‌رود.استاد شجریان در این ویدئومی‌گوید: «الان سطح جامعه ما از نظر موسیقی و هنر آن قدر آمده پایین که وحشتناک است ولی آن نوع موسیقی که الان همایون و اینها می‌خوانند، حق‌شان است. موسیقی‌ای است که از همین سنت گرفته شده و شکلی جدید برای خود پیدا کرده و این حق جوان‌هاست که آن راه را بروند.»

شجریان تاکید می‌کند: «آدم در هر راهی که می‌رود و درست هم می‌رود، باز باید خیلی مواظب باشد که انحرافاتی برایش پیش نیاید. مسیر درست را برود و براساس فرهنگ جامعه حرکت کند و دیگر خیلی نرود سراغ مدرنیته و آن را بگذارد برای نسل بعد. ولی نسل به نسل، هر نسل سنت نسل قبلی‌اش را می‌شکند، نه اینکه بشکند، از آن سنت بیرون می‌آید و یک سنت دیگر برای خودش درست می‌کند.»

نوشته محمدرضا شجریان: راه همایون با وجود همه اعتراض‌ها بیراه نیست! اولین بار در رسانه نوا. پدیدار شد.